📽 «بدنام»؛ روایتی قابل تأمل، نه بینقص، از روابط انسانی 🎬 کتایون خانجانی رواندرمانگر مرکز انا فروید لندن در نقد سریال «بدنام» در مجله «فیلم امروز» نوشت

به گزارش جماران، «بدنام» را نمیتوان صرفاً یک داستان عاشقانه دانست؛ سریال در لایه زیرین خود، به مسئلهای پیچیدهتر میپردازد: مرز میان عشق و تملک و تأثیری که مناسبات قدرت بر روابط انسانی میگذارند. یکی از نقاط قوت اثر این است که شخصیتهایش را به دوگانه ساده قربانی و مقصر محدود نمیکند. آدمهای داستان، متأثر از گذشته و شرایط خود، گاهی انتخابهایی میکنند که هم قابل درک است و هم قابل نقد. 🎬 در این میان، یلدا شخصیتی است که بیش از همه درگیر تلاش برای حفظ اختیار و کرامت خود است. رابطه او با اسماعیل نیز امکان دیگری را در برابر روابط مبتنی بر سلطه قرار میدهد؛ با این حال سریال نشان میدهد عبور از الگوهای قدیمی به سادگی اتفاق نمیافتد. حتی کسی که خود قربانی مناسبات نابرابر بوده، ممکن است در موقعیتی دیگر همان منطق را بازتولید کند. این بخش از روایت، از نقاط قابل تأمل «بدنام» است. 🎬 با این حال، سریال در پرداخت برخی شخصیتها و موقعیتها گاهی میتوانست پیچیدگیهای روانی آنها را عمیقتر دنبال کند و از برخی مسیرهای آشنای ملودرام فاصله بگیرد. همین کاستیها باعث میشود «بدنام» اثری بینقص نباشد؛
به گزارش جماران، اما اتفاقاً ارزش آن در این است که مخاطب را به قضاوت فوری دعوت نمیکند و پرسشهایی درباره عشق، مالکیت، انتخاب و کرامت انسانی پیش روی او میگذارد. «بدنام» بیش از آنکه پاسخی قطعی ارائه کند، فرصتی برای فکر کردن درباره کیفیت روابط انسانی فراهم میکند.
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.