کافهها ستونهای سرزنده شهر

کافهها ستونهای سرزنده شهر دوباره خبردار شدیم کافههای دو، سه تا از خیابانهای مرکز شهر تهران را پلمب کردهاند. ظاهرا این کار به بهانه شلوغی و سد معبر انجام شده است. اما خواندم که در ماههای زمستان گذشته نیز مأموران معاونت نظارت بر اماکن عمومی پلیس پایتخت با دریافت خبری مبنی بر انجام برخی تحرکات هنجارشکن توسط تعدادی خانم و آقا در رستورانی در حوالی محله نازیآباد خیابان رجایی (در جنوب تهران) سریع برای بررسی و بازدید صنفی به این رستوران مراجعه کردهاند. مازیار وکیلی منتقد میگوید: «جامعه ایران در سالهای اخیر (به اندازه کافی) از برخوردهای فرهنگی و اجتماعی ضربات بسیار سختی خورده است». پرویز پرستویی نیز درمورد نوع دیگری از فشارها بر افراد محبوب مردم نوشته است: «عادل فردوسیپور دشمن نیست. چرا بلد نیستید حال مردم را خوب کنید؟». راست میگویند؛ مگر شهروندان عادی حق زندگی ندارند؟ مفهوم «حق بر شهر» ۶۰ سال است که نقل و نبات ما شهرسازها و جامعهشناسان شهری است. از سوی دیگر، در این وضعیت نابهنجار جنگ با ترامپ متجاوز و جنگطلب، اعصاب همه مردم از دست شبح جنگی که مدام بالای سرمان میچرخد، خراب است. هرچقدر تنشهای روانی و عصبی گروههای مختلف جامعه با هر روشی کاسته شود، بیشک از سطح خشونت در خیابانها کاسته میشود و تأثیرش هرچند کوچک، مثبت خواهد بود. متأسفانه این صفبندیهای اجتماعی آنقدر خطرناک
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.