باید تسلیم زور شد یا نه؟

باید تسلیم زور شد یا نه؟ آنطورکه به یاد دارم حدود ۱۵ سال پیش یا کمی بیشتر یا کمتر بود که خبری تلخ در رسانههای آن موقع منتشر شد دال بر اینکه در یکی از معابر تهران در ساعتی از شب، دخترخانمی قصد گذر از پل عابر پیادهای که بر اتوبان کشیده شده بود داشت. هنگامی که آن دختر به بالای پلههای پل میرسد، مردی به قصد تعرض به او هجوم آورده و دختر بختبرگشته مقاومت میکند. کار که به اینجا میرسد و متعرض با مقاومت سرسختانه دختر مواجه میشود و به قصد خود نمیرسد، با کاردی که در اختیار داشت ضرباتی مهلک به دختر وارد کرده و او را میکشد. روزهای بعد قاتل شناسایی و ماجراهای قضائی و فرجام، به سیاق معمول انجام میشود که از موضوع این یادداشت بیرون است. بعد از آن ماجرای تلخ و مرگ آن دختر جوان، موضوعی از ذهن من گذشت که آن را بهصورت پرسش با افراد مختلف از نهلههای فکری متفاوت طرح کردم تا ببینم صاحبان اندیشه از چه منظری به این موضوع مینگرند و البته برای آنکه بتوانم به کنه ذهن پرسششونده برسم، سؤال را به شکل یک پاسخ طرح میکردم به اینگونه که پس از نقل ماجرای تعرض و مقاومت دختر جوان و در نهایت مرگ دلخراش او میگفتم «به گمان من زندهماندن ارزشش فراتر از مقاومتی است که معلوم است حاصلی ندارد، و در چنین وضعیتی، راه بهتر تسلیمشدن است، چون این درست که تعرض رخ میدهد، ولی حداقل این است که جان از دست نمیرود» و
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.