وقف بدون زنان روایتی ناقص است
وقف بدون زنان روایتی ناقص است
به گزارش روزنامه شرق، وقف در ایران فقط روایت مسجد و مدرسه و موقوفه نیست؛ بخشی از تاریخ شکلگیری نهادهای عمومی و سرمایه اجتماعی ایرانیان است. با این حال، در روایت غالب از وقف، زنان اغلب در حاشیهاند؛ گویی بخشندگی، مدیریت و مسئولیت اجتماعی، تاریخی عمدتا مردانه داشته است. نجمالسلطنه یکی از روشنترین نمونههاست؛ زنی که در آغاز قرن چهاردهم شمسی، با سرمایه شخصی خود بیمارستان نجمیه تهران را بنیان گذاشت و بخش مهمی از داراییاش را برای اداره آن اختصاص داد. او حتی حق نظارت بر بیمارستان را به دخترانش سپرد؛ تصمیمی که در جامعه آن روز، فراتر از یک اقدام خیرخواهانه، نشانهای از اعتماد به توان مدیریتی زنان بود.. پیش از او نیز گوهرشاد و پریزاد نامهایی ماندگار در تاریخ وقف و نهادسازی فرهنگی ایران بودند. بخشی از سرمایه اجتماعی زمانه خود را به ساختن نهادهایی اختصاص دادند که نسلهای بعد از آن بهره بردند.. امروز نیز این مسیر ادامه دارد. حدود پنج هزار زن خیر در کشور فعالیت دارند و نامهایی مانند زهرا گیتینژاد، فاطمه رستگار مقدم و فاطمه توتونچی تنها بخشی از این جامعه بزرگاند.
به گزارش روزنامه شرق، اما مسئله مهمتر از شمار خیرین زن، جایگاه آنها در نظام وقف است. آیا زنان فقط باید در مقام اهداکننده دیده شوند یا میتوانند در سیاستگذاری، مدیریت و تعیین اولویتهای موقوفات نیز نقش داشته باشند؟. هرچند واقف امروز میتواند مدرسه و بیمارستان بسازد، اما میتواند به پژوهش، فناوری، محیطزیست و بازسازی آثار تاریخی و میراث فرهنگی نیز گسترش پیدا کند. پر واضح است جامعهای که زنانش سرمایه، دانش و تجربه دارند، نمیتواند نیمی از این ظرفیت را صرفا در حاشیه نگه دارد. 💢 یادداشت شهناز رمارم را اینجا بخوانید 👇
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.