خامنهای درگذشت
وداعی که آغاز است؛ شهادت آیتالله خامنهای نه پایان یک رهبری، بلکه آغاز هرمنوتیک تاریخی و امتداد حیات سیاسی و معنوی انقلاب اسلامی است چکیده علی کاکادزفولی: تشییع پیکر شهید آیتالله خامنهای، واقعهای فراتر از مفاهیم متعارف سیاست و تاریخ است؛ پیوندی شهودی میان مردم و حقیقت انقلاب که در خیابان به نمایش درآمده و به پرسشهای وجودی ملت پاسخ عملی میدهد. این میعادگاه، زمان را متراکم و گذشته، حال و آینده را در هم میآمیزد تا هویت جمعی را در مواجهه با این فقدان سترگ، بازپیریزی کند. در گفتمان شیعی، شهادت آغاز حیات جاودانه و مؤثرتر است؛ رخدادی که عادتوارهها را میشکند و زمان را بارور میکند. مردم ایران را میتوان «ملت صاحب عهد» دانست؛ رهبر به مقام شاهد مطلق نائل آمده و مردم، شاهدان تمام یک تاریخ زندهاند. پیکر شهید، برخلاف منطق قدرت مدرن که بدن را به میدان انضباط بدل میکند، خود به کانون تولید معنا و اراده عمومی تبدیل شده است. حضور میلیونی پاسخ عینی به پرسشِ سوگپذیری است؛ این بدن، بدنی سوگپذیر است چون حامل ایمان، رهبری و هویت جمعی است. پیکر شهید منطقِ مرگِ بیاهمیت در سیاست مدرن را وارونه میسازد و رسانهای خاموش اما فریادگر معنا میشود که امکان انکار را دشوار میکند. در منطق شیعی، فقدان رهبر نه نقطه بحران، که لحظه امتداد است؛ شهادت، شکست منطق پایان است. بسیاری پس از شهادت، تازه با حقیق
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.