به گزارش رکنا، در جریان محاکمه سه متهم پرونده قتل یک زن سالخورده در جنوب تهران، هر سه متهم روایت متفاوتی از ماجرای سرقت و مرگ او ارائه کردند

به گزارش خبر آنلاین، ۳ متهم جوان زن و مرد در پرونده قتل یک زن سالخورده که مادربزرگ یکی از آنها بود، با انگیزه سرقت، هر کدام انگشت اتهام را به سوی دیگری نشانه رفتند.
به گزارش اندیپندنت فارسی، پروندهای که بنا بر کیفرخواست، از سرقت طلا برای تامین هزینه ازدواج آغاز شد و به مرگ صاحبخانه انجامید. این حادثه صبح ۲۰ شهریور ۱۴۰۳ رخ داد. همسایهها پس از شنیدن صدای کمکخواهی زن سالخورده، مقابل خانه او رفتند، اما کسی در را باز نکرد. همزمان دو جوان را دیدند که از پشتبام در حال فرار بودند. یکی از آنها، سهراب، با کمک اهالی دستگیر شد. ماموران پس از ورود به خانه، با جسد زن روبهرو شدند، دستوپاهای او بسته و صورتش پوشانده شده بود و طلاهایش نیز به سرقت رفته بود. در ادامه تحقیقات، پلیس به مرجان، نوه مقتول و نامزدش بابک رسید. در دادگاه، فرزندان مقتول برای قاتل مادرشان درخواست قصاص کردند. بابک، متهم اصلی، قصد قتل را رد کرد و گفت تنها برای ساکت کردن زن سالخورده دست روی دهان او گذاشته است. او مدعی شد مرجان که قرار بود با او ازدواج کند، از وجود طلاهای مادربزرگش گفته و ابتدا حاضر به این کار نشده، اما به دلیل نداشتن پول برای ازدواج سرانجام پذیرفته است. او گفت بابک سه روز پیش از حادثه پیشنهاد سرقت را مطرح کرده و مدعی شده بود در خانه حدود سه کیلو طلا وجود دارد.
به گزارش اندیپندنت فارسی، سهراب مدعی شد هنگام ورود، بابک روی زن سالخورده افتاده و دهان او را گرفته بود و «آنقدر گرفت تا دیگر زن دستوپا نزد». او همچنین گفت تنها یک گردنبند از زن گرفته شده است. مرجان نیز تمام اتهاماتش را رد کرد و مدعی شد بابک خودش نقشه سرقت را طراحی کرده و حتی بدون اطلاع او از کلید خانه مادربزرگش کپی گرفته است. در ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، حدود دو سال پس از وقوع قتل، سه متهم پرونده در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شدند. در این جلسه، فرزندان مقتول برای متهم اصلی درخواست قصاص کردند. پس از آخرین دفاع متهمان و وکلای آنها، قضات برای بررسی پرونده و تصمیمگیری وارد شور شدند.
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.