وقتی جهان دیگر راهبر ندارد/ چرا ایران برای تثبیت جایگاه خود، باید از قدرت بازدارنده به قدرت قاعدهساز تبدیل شود؟

وقتی جهان دیگر راهبر ندارد/ چرا ایران برای تثبیت جایگاه خود، باید از قدرت بازدارنده به قدرت قاعدهساز تبدیل شود؟ در تاریخ روابط بینالملل، دورههایی وجود دارد که پایان یک جنگ یا ظهور یک قدرت، آغازگر نظمی تازه میشود. پس از جنگ جهانی دوم، نظم بینالمللی بر پایه نهادهای جدید و رقابت دو ابرقدرت شکل گرفت و با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده برای نزدیک به سه دهه توانست نقش قدرت مسلط جهان را ایفا کند. اما امروز، نه جنگها به ایجاد نظم تازه منجر میشوند و نه هیچ قدرتی توانایی آن را دارد که قواعد مورد پذیرش اکثریت بازیگران را به تنهایی تعریف کند. جهان وارد مرحلهای شده است که ویژگی اصلی آن، نه «بیقدرتی»، بلکه نبود یک راهبر مورد قبول است. نگاهی به رخدادهای چند سال اخیر این واقعیت را آشکار میکند. جنگ اوکراین همچنان ادامه دارد، بحران غزه به یکی از پیچیدهترین منازعات معاصر تبدیل شده، تنش در شرق آسیا رو به افزایش است و رقابت بر سر فناوری، انرژی، داده و زنجیرههای تأمین هر روز ابعاد تازهای پیدا میکند. در همه این پروندهها، قدرتهای بزرگ حضور دارند، اما هیچیک نتوانستهاند بحران را به پایان برسانند یا نظمی پایدار ایجاد کنند. جهان نه به سمت آرامش حرکت میکند و نه به سمت یک رویارویی نهایی؛ بلکه در وضعیتی میان این دو گرفتار شده است. این همان نقطهای است که باید از کلیشه «جهان چندقطبی
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.