وطن

کودک، مرزهای سیاسی را نمیشناسد و پرنده هر سال به همان شاخه بازمیگردد. هیچکدام وطن را از روی نقشه پیدا نمیکنند. وطن پیش از آنکه بر صفحه جغرافیا رسم شود، در حافظه انسان نقش میبندد. «وطن» از آن واژههایی است که همه گمان میکنند معنای آن را میدانند، اما هرچه بیشتر درباره آن بیندیشیم، تعریفش دشوارتر میشود. معمولا وطن را با سرزمین، مرز، دولت، حاکمیت یا تاریخ سیاسی توضیح میدهند. مریم مجیدی-پژوهشکده هنر، معماری و شهرسازی نظر: کودک، مرزهای سیاسی را نمیشناسد و پرنده هر سال به همان شاخه بازمیگردد. هیچکدام وطن را از روی نقشه پیدا نمیکنند. وطن پیش از آنکه بر صفحه جغرافیا رسم شود، در حافظه انسان نقش میبندد. «وطن» از آن واژههایی است که همه گمان میکنند معنای آن را میدانند، اما هرچه بیشتر درباره آن بیندیشیم، تعریفش دشوارتر میشود. معمولا وطن را با سرزمین، مرز، دولت، حاکمیت یا تاریخ سیاسی توضیح میدهند. این تعاریف، حتما برای فهم کشور ضروریاند، اما برای فهم وطن کافی نیستند، زیرا وطن برخلاف سرزمین، فقط یک واقعیت جغرافیایی نیست و برخلاف دولت، صرفا یک نهاد سیاسی نیست. وطن تجربهای است که در نسبت انسان و سرزمین پدید میآید؛ نسبتی که در طول زمان، در حافظه، فرهنگ، زبان، آیین، سکونت و زندگی روزمره رسوب میکند. از همین رو، اگر سرزمین را واقعیتی جغرافیایی بدانیم، وطن ماهیتی منظرین دارد؛ ز
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.