جنگ باعث کوچاندن شد
«برای سه روز رفتم، ۴۶ سال است برنگشتهایم»؛ به آنها گفته بودند این رفتن، موقت است؛ سه روز، یک هفته، یک ماه. بعد به خانههایشان، به کلاسهای درس و مدرسه و زمین فوتبال و مغازهشان برمیگردند، به محل کارشان، زیر گرمای ۵۰ درجه جنوب، کنار دستگاههای پرفشار. هیچ با خود برنداشتند، با دمپایی و لباس خانگی، با پیراهن و بلوزی که تنشان بود، با پوشکی که پای بچه بود، هیچچیز اضافهای همراهشان نبود، خودشان را جمع کردند و رفتند. «برای سه روز رفتم، ۴۶ سال است برنگشتهایم»؛ به آنها گفته بودند این رفتن، موقت است؛ سه روز، یک هفته، یک ماه. بعد به خانههایشان، به کلاسهای درس و مدرسه و زمین فوتبال و مغازهشان برمیگردند، به محل کارشان، زیر گرمای ۵۰ درجه جنوب، کنار دستگاههای پرفشار. هیچ با خود برنداشتند، با دمپایی و لباس خانگی، با پیراهن و بلوزی که تنشان بود، با پوشکی که پای بچه بود، هیچچیز اضافهای همراهشان نبود، خودشان را جمع کردند و رفتند. ۴۶ سال گذشت و برنگشتند. خانه ویران شد، شهر ویران شد، کجا برگردند؟ اهالی شهرهای دیگر به آنها گفتند «فراری». انگشت اشاره را به سمتشان نشانه میگرفتند و میگفتند: «چرا فرار کردید؟». چشمان مبهوت و ترسخوردهشان فقط نگاه بود: «ما فراری هستیم؟». از یک هفته، ۱۰ روز پیش که شهرهای جنوبی کشور موشکباران میشود، دوباره رنج مردم آن منطقه از جنگ هشتساله پررنگ شده است. موشکه
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.