رسانه ملی و بحران نمایندگی

رسانه ملی و بحران نمایندگی در نظامهای سیاسی معاصر، رسانههای ملی صرفا ابزار اطلاعرسانی یا سرگرمی نیستند؛ آنها بخشی از زیرساخت حکمرانیاند. همانگونه که نظام اداری، نظام قضائی یا نظام آموزشی در کیفیت حکمرانی اثرگذارند، رسانه نیز در شکلدهی به اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی نقشی تعیینکننده دارد. هیچ حکومتی نمیتواند بدون وجود رسانهای معتبر، فراگیر و مورد اعتماد، رابطهای پایدار با جامعه برقرار کند. مشروعیت سیاسی تنها محصول قانون یا انتخابات نیست؛ بلکه نتیجه پذیرش اجتماعی نیز هست. این پذیرش زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند دیده میشوند، شنیده میشوند و مطالبات و نگرانیهای آنان در عرصه عمومی بازتاب مییابد. رسانه ملی مهمترین نهادی است که این احساس را ایجاد یا نابود میکند. به همین دلیل، کارکرد اصلی آن نه تبلیغ، بلکه نمایندگی جامعه است. اساسیترین سرمایه هر رسانه، مخاطب است و اساسیترین سرمایه یک رسانه ملی، اعتماد عمومی. رسانهای که اعتماد عمومی را از دست بدهد، هرچقدر هم از بودجه، تجهیزات، شبکههای متعدد یا نیروی انسانی برخوردار باشد، در واقع مهمترین دارایی خود را از دست داده است. کاهش اعتماد، آغاز افول مرجعیت رسانهای است و ازدسترفتن مرجعیت، به معنای ازدسترفتن یکی از ابزارهای اصلی حکمرانی است. یادداشت افشین حبیبزاده را اینجا بخوانید
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.