گزارش «شرق» از شناسایی بقایای تازه از پیکر قربانیان مدرسه «شجره طیبه» در گفتوگو با تعدادی از خانوادهها تابوتهای کوچک، سوگ بزرگ ✍ زهرا جعفرزاده

گزارش «شرق» از شناسایی بقایای تازه از پیکر قربانیان مدرسه «شجره طیبه» در گفتوگو با تعدادی از خانوادهها تابوتهای کوچک، سوگ بزرگ زهرا جعفرزاده زنگ مدرسه را زدهاند، دارد دیر میشود. معلم و همکلاسیها منتظرند. مردی با لباس پلنگی قرمز، دستش را دراز میکند، تکان میدهد، میگوید: بدهید. اما آن سو، آن پدر و مادر و خواهر و برادر ویرانشده، دل نمیکَنند. کلاس درس کمی پایینتر است؛ ۲۰، ۳۰ سانت آنطرفتر گودالی حفر شده. شاگردان کنار هم، با نظم و ترتیب قرار گرفتهاند، کلاسشان اما نه صندلی دارد، نه نیمکت و نه تختهسیاه. همهاش خاک است. لباس مدرسهشان این بار سفید است؛ همه یکدست سفید. گلبرگبارانشان کردهاند و میان سفیدی و قهوهای خاک، گلبرگهای قرمز، روی تنشان نقاشی شده؛ روی تنهای کوچکشان، بسیار کوچک. اهالی از شب قبل خاکسپاری میگویند؛ از لحظاتی که خانوادهها مثل مرغ سرکَنده به قبرستان آمده بودند. چند روز قبل خبرشان کرده بودند که تکههایی از بدن عزیزشان پیدا شده است. یک تکه جدید و همین دنیا را روی سرشان خراب کرد. آنها آشفته و پریشان، این سؤال را میپرسیدند که چرا حالا؟ چرا بعد از پنج ماه؟ چرا خوب تفحص نکرده بودند؟ عدهای پریشان، عدهای خشمگین و عصبانی. حتی چند نفرشان گفته بودند نمیخواهیم تشییع عمومی باشد. گروهی هم همان تکه را برداشته و به روستایشان برده بودند؛ همانجا که اندک پیکره
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.