زخم اصلی اقتصاد
زخم اصلی اقتصاد
زخم اصلی اقتصاد ما در میانه جنگ و تنش با آمریکا ایستادهایم، جایی که اقتصاد ضعیف، میتواند به اندازه یک تهدید نظامی، امنیت یک کشور را به خطر بیندازد. وقتی ارزش پول ملی زیر فشار است، تجارت دشوار میشود، هزینه تولید بالا میرود و سفره مردم کوچکتر میشود، دیگر نمیتوان اقتصاد را با همان نسخههای دیروز اداره کرد. اما زخم اصلی، عمیقتر از جنگ و تحریم است. اقتصاد ایران سالهاست از بیماری مزمنی رنج میبرد؛ دولتی که بهجای داوری، خودش وارد بازی شده است. فرقی نمیکند دولت، خود را عدالتخواه بنامد یا توسعهگرا، محافظهکار باشد یا مدعی بازار آزاد. وقتی قدرت سیاسی از سیاستگذاریهای کلان عبور میکند و به قیمت، تولید، تجارت، سرمایهگذاری و کوچکترین تصمیمهای اقتصادی دست میبرد، حاصل اغلب یک چیز است؛ رقابت کمتر، رانت بیشتر و آزادی کمتر. دولتی که به نام حمایت، قیمت تعیین میکند به نام عدالت، منابع توزیع میکند و به نام مدیریت، بازار را محدود میکند، دیر یا زود انگیزه تولید و سرمایهگذاری را فرسوده خواهد کرد. در چنین اقتصادی، کارآفرین دیگر تمام فکرش معطوف به مشتری و نوآوری نیست، بخشی از ذهنش همیشه درگیر بخشنامه فردا، تغییر مقررات، مجوز، مالیات و تصمیم ناگهانی سیاستگذار است. و درست همینجا، بخش خصوصی واقعی عقب مینشیند و جای خود را به انحصار، وابستگی و رانت میدهد. جایی که سود خصوصی میشود، ام
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.