آخرین صحنه «عمو اکبر»؛ بدرقه مردی که مردم را خنداند و در قاب خاطراتشان ماند

آخرین صحنه «عمو اکبر»؛ مردم برای مردی که سالها خنداند، ایستادند و تشویق کردند. نیما کرمی: این آخرین صحنه نمایش نابغه بازیگری ایران است.. همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما: از روزی که مردم او را از تلویزیون شناختند و به خانههایشان راه دادند. عبدی از یک بازیگر به «اکبر آقا» و بعد به «عمو اکبر» تبدیل شد؛ کسی که وقتی بچهای در خانوادهای به دنیا میآمد، انگار او هم بخشی از آن خانواده بود.. مینا جعفرزاده که پسر نداشت، عبدی را پسری برای خود میدانست و گفت حالا که او رفته، خودش نیز «بیپشت و پناه» شده است.. عبدالله اسکندری، گریمور: دیگر صندلی اکبر عبدی خالی است و کسی نیست که کنار آن بنشیند و با او درباره خلق یک نقش حرف بزند.. المیرا عبدی: به من تسلیت نگویید، به سینمای ایران تسلیت بگویید.. او از مردم خواست به جای گریه، بایستند و پدرش را تشویق کنند؛ درست مثل یک مراسم بزرگداشت.. علیرضا خمسه: وقتی شب قبل به خانه او رفته، احساس کرده عبدی مشغول بازی در سکانسی از یک فیلم است و هر لحظه ممکن است بلند شود و بگوید: «خمسه جان، حالا نوبت من است که برای تسلیت تو حرف بزنم.». مسعود دهنمکی: او از تاریخ سینمای ایران حذفشدنی نیست؛ با سیمرغ یا بدون سیمرغ، محبوب مردم باقی میماند. عبدی حتی بدون دوربین برای زندانیان برنامه اجرا میکرد تا آنها را بخنداند. این گزارش را در بخوانید: | 1
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.