هر شلیک به جنوب، شلیک به قلب ما

در شبکههای اجتماعی عدهای معتقدند چون جنگ در جنوب جریان دارد، برخی دیگر آن را احساس نمیکنند و درکی از آن ندارند. میخواستم بپرسم مگر میشود؟ یاد بهت و درد روز قبلم افتادم وقتی یکی از شبکهها فیلمی از حمله به سراوان پخش کرد و پس از صدای انفجار، صدای شادی و خوشحالی یک نفر شنیده میشد. در شبکههای اجتماعی عدهای معتقدند چون جنگ در جنوب جریان دارد، برخی دیگر آن را احساس نمیکنند و درکی از آن ندارند. میخواستم بپرسم مگر میشود؟ یاد بهت و درد روز قبلم افتادم وقتی یکی از شبکهها فیلمی از حمله به سراوان پخش کرد و پس از صدای انفجار، صدای شادی و خوشحالی یک نفر شنیده میشد. باز هم این سؤالی که چند ماه است برایم بیجواب مانده، جلوی چشمانم حرکت کرد: مگر میشود از حمله به کشورت، به خاکت، خوشحال باشی؟ واقعیت این است که این اتفاق افتاده و هنوز هم ادامه دارد. اتفاقی که بدجوری درد دارد، مثل چاقویی که در زخم چرخانده شود. مدام از خودم و آنانی که معتقدند جنگ در جنوب را تهرانیها درک نمیکنند، میپرسم مگر میشود دلمان برای خارگ، بوموسی، چابهار، بوشهر و اهواز نتپد؟ برای خیلی از ما هر شلیک به خاک جنوب، به قایقهای مردم در جنوب یا هر گوشه آن، شلیکی به قلبمان است. همه ما حتی اگر جنوب سواحلش و مردم عزیزش را از نزدیک ندیده باشیم، در فیلمها و داستانها یا حتی در خیابانهای شهرمان با آنها آشنا هستیم. مر
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.