ناصر؛ فردی که نباید فرصت ساختن پیدا میکرد

آنتونی ناتینگ، وزیر و دیپلمات بریتانیایی، روزی به دیوید بنگوریون، بنیانگذار اصلی و اولین نخستوزیر اسرائیل، گفت: «خبر خوبی برای شما دارم؛ جمال عبدالناصر بیشتر نگران ارتقای سطح زندگی مردم مصر است تا جنگیدن با اسرائیل». بنگوریون بیدرنگ پرسید: «از نظر تو این خبر خوبی است؟». آنتونی ناتینگ، وزیر و دیپلمات بریتانیایی، روزی به دیوید بنگوریون، بنیانگذار اصلی و اولین نخستوزیر اسرائیل، گفت: «خبر خوبی برای شما دارم؛ جمال عبدالناصر بیشتر نگران ارتقای سطح زندگی مردم مصر است تا جنگیدن با اسرائیل». بنگوریون بیدرنگ پرسید: «از نظر تو این خبر خوبی است؟». معنای سیاسی این حرف روشن است: برای بنگوریون و جریان تندرو در ساختار قدرت اسرائیل، خطر فقط ناصری نبود که میتوانست روزی فرمان جنگ بدهد؛ ناصری بود که فرصت مییافت مصر را بسازد. ناصر در نخستین سالهای حکومت، بیش از جنگ با اسرائیل، در اندیشه صلح، تثبیت دولت جدید، ساخت سد اسوان، نوسازی اقتصاد و بهبود زندگی مردمی بود که سالها فقر، وابستگی و تحقیر را تجربه کرده بودند. هر سال صلح برای او فرصتی بود تا دولت را استوارتر، اقتصاد را نیرومندتر و مصر را به کانون جهان عرب نزدیکتر کند. مسئله اسرائیل فقط توان نظامی موجود مصر نبود؛ قدرتی بود که میتوانست در پناه زمان و صلح برای ساختن کشور به کار گرفته شود. عملیات لاون؛ انفجار برای تخریب یک رابطه
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.