تا کی میتوانم دروغ بگویم
تا کی میتوانم دروغ بگویم؟ یادداشتی از منصوره جاسبی توی همه این روزها که از نهم اسفند گذشته است من به خودم دروغ گفته ام. بارها سر به زیر انداخته ام و رفته ام دیده ام که بیتت را زده اند اما باز هم خواستم به خودم دلداری بدهم که تو هنوز همسایه ما هستی. هنوز کنارمان نفس می کشی. اصلا همه فیلمها و صداهایی که از تو پخش میشود تر و تازه است. گذشت زمان چه معنایی دارد که بگوید اینها مال قبل است. من بارها توی این چهار ماه رفتنت را انکار کرده ام. توی زینبیه نشسته ام و صدای ضجه هایم را زینبیه به خاطر سپرده، توی رواق کشوردوست برایت قرآن خوانده ام. مقابل خرابههای ساختمانهای بیت فریاد زدهام اما باز هم دروغ گفتهام اما این چند روز با همه روزهای نبودنت فرق دارد. اطلاعیه های روزشمار تا روز مراسم، بنرهای باید برخاست، همه و همه می گویند شهر آماده است. چهارشنبه صبح وقتی پایم آسفالت خیابان انقلاب را لمس کرد، انگار میله های واسط خیابان را جدا کرده بودند تا تمام خطوط یکی شوند که مهمانانت آسیب نبیند. اصلا شهرداری هنوز دارد جدولها را بازسازی می کند. خیلی ها تا حال تهران را از نزدیک ندیده اند حالا قرار است مهمان باشند؛ مهمانانی عزیز؛ مهمانانی که دیر رسیده اند، نه حسینیه مانده نه بیت. چهارشنبه خودش را به شنبه رساند، شنبهای که قرار بر وداع بود. وداع با جان امت و من میگویم تو همیشه جان امت خواهی ماند. شن
- اسپوتنیک فارسی"بی کی - 10 ام"
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.