خبرنگار؛ عجیبترین تناقضهای این روزگار!
خبرنگار؛ عجیبترین تناقضهای این روزگار! خبرنگار، یکی از عجیبترین تناقضهای این روزگار است. کسی که درد مردم را از نزدیک لمس میکند، واقعیتها را میبیند و روایتهایی را با خود حمل میکند که گاه هرگز به صفحه روزنامه، سایت یا قاب دوربین راه پیدا نمیکنند. نه از آن رو که حقیقت را نمیداند، بلکه چون هر حقیقتی الزاماً گفتنی نیست و هر آنچه دیده میشود، همیشه مجال انتشار پیدا نمیکند. خبرنگار، همیشه آن کسی نیست که پشت دوربین ایستاده یا نامش پایین یک خبر آمده است. گاهی همان آدمی است که ساعتها در انتظار یک پاسخ میماند، بارها یک واقعیت را بررسی میکند و سرانجام، بخشی از آنچه فهمیده را نمینویسد، نه از سر بیخبری، بلکه چون میداند میان «دانستن» و «گفتن»، فاصلهای به وسعت تمام مصلحتهای جهان وجود دارد. او باید بیطرف بماند، در حالی که انسان است و نمیتواند چشم بر همه چیز ببندد. باید محکم بایستد، وقتی خودش گاهی از درون فرو میریزد. باید از امید بنویسد، حتی آن روزهایی که امید، در زندگی خودش کمرنگ شده است. و شاید آمارها، سرد و بیاحساس به نظر برسند اما این عددها روایت پشت صحنه همین خبرنگاران است. بیش از ۵۶ درصد خبرنگاران، امنیت شغلی خود را کم یا خیلی کم میدانند. حدود ۵۴ درصد احتمال ترک این حرفه را زیاد یا بسیار زیاد ارزیابی کردهاند و تنها ۳۳ درصد گفتهاند اگر به گذشته بازگردند، با اطمینان
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.