⁉ «منتقد» یا «ایرانفروش»؟

⁉ «منتقد» یا «ایرانفروش»؟ / سوت آغاز یک بازی خطرناک در فوتبال ایران. وقتی پاسخ یک نقد فوتبالی، «بیوطنی» و «ایرانفروشی» باشد، منتقد دیگر درباره ترکیب، تاکتیک یا نتیجه حرف نمیزند؛ ناچار میشود ثابت کند خائن نیست. خطر دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود.رسانه ملی نیز در شکلگیری و عادیشدن این ادبیات مسئولیت دارد.. علی دایی و کریم باقری، در واکنش به تمجید اغراقآمیز علیرضا بیرانوند از عملکرد تیم ملی و پیشنهاد او برای ساختن مجسمه امیر قلعهنویی، با لحنی کنایهآمیز از بیرانوند و نتایج تیم انتقاد کردند. دروازهبان تیم ملی نیز طبعاً حق داشت پاسخ بدهد؛ اما پاسخ او در محدوده فوتبال باقی نماند.. آنچه در واکنش بیرانوند متوجه یک منتقد مشخص بود، در سخنان قلعهنویی به طیفی نامعلوم از منتقدان تعمیم یافت. نخست، یک بازیکن برای پاسخ به علی دایی، پای جنگ و وفاداری ملی را به میان کشید؛ سپس سرمربی تیم ملی از تریبون رسانه ملی، گروهی از منتقدان را با عناوینی مواجه کرد که معنایی بسیار فراتر از فوتبال دارند.. فردوسیپور در پاسخ به همه حواشی، تخریب تیم ملی را رد کرد و گفت نقدهایش بر آمار و ضعفهای فنی استوار بوده است. او همچنین ناچار شد درباره وطندوستی، حضورش در ایران هنگام جنگ و علت تعطیلی برنامه توضیح بدهد و قطع اینترنت بینالمللی را دلیل توقف برنامهای دانست که در بستر اینترنت منتشر میشود. متن گز
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.