اسکیزوفرنیسم

اسکیزوفرنیسم مرحوم حجتالاسلام و المسلمین محمدتقی فلسفی نقل میکردند که به بازدید از محل نگهداری بیماران روانی رفته بودم و حین بازدید با برخی از بیماران گفتوگو میکردم. در میان بیماران شخصی با لباس کامل روحانیت بود که مرا شناخت و پس از برخی صحبتهای مذهبی گفت که مرا بیجهت به اینجا آوردهاند و از من تقاضای اقدام برای استخلاص میکرد. من هم نزد خود قول دادم که پس از پایان بازدید پیگیر مشکل ایشان باشم. پس از خاتمه بازدید وقتی از در خروجی محل نگهداری آنان میخواستم بیرون بروم ناگهان صدای بسیار بلندی شنیدیم که گفت آشیخ! و ظاهرا مرا صدا میکرد. برگشتم و دیدم همان فرد است. جلوتر آمد و گفت اگر مرا بیرون نبردی... (فحش بسیار رکیکی داد) من بسیار جا خوردم ولی به خود آمدم و گفتم حتما حتما و بهسرعت خارج شدم. مقصود از نقل مجدد این حکایت واقعی آن است که افراد را به ظاهر نمیتوان شناخت. شاید به ظاهر آراسته و حقبهجانب دیده شوند اما درونی ناآرام و نامطمئن داشته باشند و اصولا روانپزشکان میگویند که یک فرد بیمار روانی، همیشه بروز بیماری نمیدهد و بسیاری اوقات آرام است، اما گاه به گاه به قول معروف اتصال کوتاه رخ میدهد و جرقه زده میشود. درست مثل سوژه ذکرشده توسط واعظ و عالم شهیر. چند سال پیش تعدادی از روانپزشکان و روانشناسان نامهای نوشتند که فلان شخص به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا است اما مورد تو
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.