حیرت از این روزگار
خاطرات، یادداشتها، مصاحبهها و تمامِ نوشتههای کتاب «حال حیرتِ» لیلی گلستان که اخیرا در نشر چشمه منتشر شده است، به تعبیر خودش «برآمدی از روزگار ماست؛ روزگار حال ما و حیرت از این روزگار». در میانِ این حسب حال، گفتوگویی متفاوت با بهمن محصص آمده که بیشک به قدر و اعتبار این مجموعه افزوده است. در این گفتوگو، محصص مانند نقاشیهایش، نامتعارف و پیشرو و در عین حال، تلخ و تیزبین و واقعگرا است. خاطرات، یادداشتها، مصاحبهها و تمامِ نوشتههای کتاب «حال حیرتِ» لیلی گلستان که اخیرا در نشر چشمه منتشر شده است، به تعبیر خودش «برآمدی از روزگار ماست؛ روزگار حال ما و حیرت از این روزگار». در میانِ این حسب حال، گفتوگویی متفاوت با بهمن محصص آمده که بیشک به قدر و اعتبار این مجموعه افزوده است. در این گفتوگو، محصص مانند نقاشیهایش، نامتعارف و پیشرو و در عین حال، تلخ و تیزبین و واقعگرا است. از ادای دِین به هستی که سخن میگوید، لحنی شاعرانه دارد: «من در ازای نوری که از دوردست کهکشان میگیرم و در ازای نمکی که از اعماق زمین میگیرم به اندازه وسع خودم چیزی میدهم. این ادای دین من به هستی به معنای کلی است». این ادای دین اما در فضایی دور از جامعه و در خلوتنشینی و عزلتِ روشنفکرانه اتفاق نمیافتد، برای محصص، عیارِ «کار»، از نقاشی گرفته تا مجسمهسازی، به «قدرت بیان» وابسته است: نقاشی و مجسمهسازی «فرق
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.