آقایان مدعی!

آقایان مدعی! زخم تازه نسازید.../وحدت، سنگر این ملت است کشور زخمی است؛ زخمی از سالهایی که بر شانههای این مردم، تحریم ناجونمردانه، گرانی، جنگ و هزار رنج دیگر سنگینی کرده است. مردمی که هنوز ایستادهاند، نه از سر آسایش، بلکه از سر عشق به سرزمینی که خانهشان است. این مردم دیگر تاب زخم تازه ندارند. اما گویا عدهای، رنج ملت را نه میبینند و نه میخواهند ببینند. آنان که هر صبح با کلماتشان بذر اختلاف میکارند و هر شب با شعلههای تفرقه به خواب میروند، انگار از ویرانی وحدت این سرزمین ارتزاق میکنند. برای آنان، آرامش مردم هیچ ارزشی ندارد، مهم آن است که آتش اختلاف خاموش نشود. تریبون، امانت است، اما در دست اینان به سلاحی برای شکستن دلهای یک ملت تبدیل شده است. هر جملهای که میگویند، خشت دیگری بر دیوار بیاعتمادی میگذارد و هر فریادی که میکشند، زخمی تازه بر پیکر جامعه مینشاند. کسانی که خود را منتسب معرفی میکنند، اما حاصل حضورشان چیزی جز آلودن فضای عمومی به تعفن تفرقه نیست. تریبونهایی که باید مأمن عقلانیت و همدلی باشند، به دست آنان به کارخانه تولید نفرت، بدبینی و شکاف تبدیل شده است. آنان با افتخار از رفاقتهای دیرینه سخن میگویند، اما در عمل، هر جمله و هر رفتارشان خلاف منش رفیق است و خنجری است بر پیکر وحدت ملی. آنهایی که فتوا میدهند و دعوت به لشگر کشی میکنند گویی تمام همّ و غمشان آن اس
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.