نفرین جنگهای متوسط

به گزارش روزنامه شرق، هزار سال قسطنطنیه در میان دشمنان ایستاد؛ گاهی با دیوار، گاهی با طلا، گاهی با معامله و گاهی با این تصمیم ساده که اصلا نجنگد. امپراتوری بیزانس فقط هنر جنگیدن را نیاموخته بود؛ هنر گرفتارنشدن در جنگ را نیز میشناخت. برای قدرتی که قرنها در محاصره رقیبان زندگی میکرد، بقا همیشه از میدان نبرد نمیگذشت. گاهی مهمتر از پیروزی، پرهیز از جنگی بود که میشد آن را آغاز کرد، اما دیگر نمیشد پایانش را تعیین کرد.. کاپلان، تحلیلگر ژئوپلیتیک و نویسنده آثاری چون «انتقام جغرافیا» و «ذهن تراژیک»، در مقالهای که در مارس ۲۰۲۶ و در ابتدای جنگ رمضان و تجاوز آمریکا به جمهوری اسلامی ایران منتشر کرد، با اشاره به تجربه بیزانس درباره خطری هشدار داد که هنوز نیز در برابر آمریکا قرار دارد: عملیاتی که محدود آغاز میشود، میتواند به جنگی بدل شود که پایان آن دیگر در اختیار آغازکنندهاش نیست. موضوع این نیست که آمریکا توان واردکردن ضربهای سنگین به ایران را دارد یا نه. مسئله اصلی، فاصله میان توان آغاز جنگ و توان تعیین پایان آن است. عملیاتی که در واشنگتن «محدود»، «دقیق» و «بازدارنده» تعریف میشود، ممکن است پس از نخستین واکنش ایران وارد چرخهای شود که نه زمان، نه دامنه و نه نقطه خروج از آن دیگر در اختیار آمریکا نباشد.
به گزارش روزنامه شرق، این همان نفرین جنگهای متوسط است: جنگی که کوچک آغاز میشود، اما پیش از آنکه کسی تصمیم گرفته باشد بزرگ شود، از کنترل خارج میشود.. کاپلان برای توضیح مفهوم «جنگ متوسط» به جیمز استوکسبری، تاریخنگار نظامی، ارجاع میدهد. استوکسبری معتقد بود دموکراسیها معمولا در دو سر طیف بهتر میجنگند: جنگهای کوچک که به نیروهای حرفهای محدود میشوند و جنگهای بسیار بزرگ که مسئله بقاست و تمام جامعه را بسیج میکند. گرفتاری اصلی، جنگهای میانه است؛ نه آنقدر بزرگ که هزینه و تلفات بسازند، اما نه آنقدر حیاتی که جامعه حاضر باشد بیپایان برای آنها هزینه بدهد. تفاوت مهم همینجاست: جنگ محدود از ابتدا محدود طراحی میشود؛ جنگ متوسط، جنگ کوچکی است که دیگر محدود نمانده است. 💢 یادداشت روزبه کردونی را اینجا بخوانید 👇
- نیویورک تایمزمرور کتاب: «جنگهای همه رؤسایجمهور» نوشته پیتر برگن
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.