نان و نمکِ علی(ع)
نان و نمکِ علی(ع)
نان و نمکِ علی(ع) عقیل، برادر بزرگتر امام علی(ع)، بهدلیل بدهکاری سنگین به همراه فرزندانش به کوفه نزد امام آمد. شبهنگام، وقتِ شام فرا رسید. عقیل که گمان میکرد بهعنوان برادر خلیفه، سر سفرهای رنگین و شاهانه خواهد نشست، با یک شام بسیار ساده (نان و نمک) مواجه شد. عقیل با تعجب گفت: «علی جان! تمام پذیرایی تو همین است؟! من فکر میکردم در خانه خلیفهٔ اسلامی غذاهای متنوعی پیدا میشود.» امام فرمودند: «مگر این نعمت خدا نیست؟ پس باید شکرگزار باشیم.» سپس عقیل به امام گفت: «من ۱۰۰ هزار درهم قرض دارم و برای ادای آن به کمک تو نیاز دارم.» امام فرمودند: «من چنین پولی ندارم؛ صبر کن سهم شخصیام از بیتالمال را به تو بدهم.» عقیل گفت: «بیتالمال دست توست و مرا به سهم خودت حواله میدهی؟» امام فرمودند: «از بیتالمال چیزی بیشتر به تو نمیدهم.» وقتی عقیل اصرار کرد، امام علی(ع) پیشنهاد عجیبی دادند: «اگر عجله داری، بیا شبانه به بازار کوفه دستبرد بزنیم و قفل صندوق تجار را بشکنیم!» عقیل با تعجب گفت: «علی! به من پیشنهاد دزدی از مال مردم بیگناه را میکنی؟!» امام لبخندی زدند و فرمودند: «چطور ربودن مال یک نفر دزدی است، اما ربودن اموال بیتالمال که متعلق به همهٔ مسلمانان است، دزدی نیست؟!» سپس امام پیشنهاد دیگری دادند و گفتند: «اصلاً بیا ۲ نفری به بیابان برویم و راهزنی کنیم!» عقیل گ
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.