بختک؛ موجودی از جنس تاریکی که روی سینهها سنگینی میکند

بختک؛ موجودی از جنس تاریکی که روی سینهها سنگینی میکند در فرهنگ عامه و باورهای کهن ایرانی، «بختک» موجودی نامرئی یا به شکل یک عجوزهی زشترو و کوتاه قد است که شبهنگام، زمانی که فرد در خواب عمیق است، ناگهان بر روی سینه او مینشیند. کسانی که بختک را تجربه… ققنوس؛ پرندهی نامیرایی که از خاکسترِ خود متولد میشود در اسطورههای کهن، «ققنوس» پرندهای یگانه، بیهمتا و بسیار زیبارو با منقاری طولانی است که سوراخهای متعددی دارد. او جفتی ندارد و نغمههایی که از نای خود مینوازد، زیباترین و حزنانگیزترین آوای جهان است. ققنوس هزار سال عمر میکند و هرگاه پایان عمر خود را نزدیک میبیند، تپهای از هیزم و شاخههای خشک فراهم میسازد و بر فراز آن مینشیند. او شروع به خواندن سوزناکترین آواز خود میکند؛ آوازی که حیوانات دشت را به گریه میاندازد. با لرزش بالها و نغمههای پرشور او، شرارهای از منقارش میجهد و هیزمها را به آتش میکشد. ققنوس در میان شعلههای سوزان آواز میخواند تا آنکه به طور کامل میسوزد و به خاکستر تبدیل میشود. اما این پایان ماجرا نیست؛ از دل همان خاکستر گرم، کرمی کوچک متولد میشود که به سرعت رشد میکند و به ققنوس جوان و نیرومند دیگری تبدیل میشود تا هزار سال دیگر زندگی کند. ققنوس در تمام فرهنگها، از ایران باستان تا یونان و چین، نماد ابدیِ امید، نوزایی، جاودانگی و برخاستن دوباره
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.