مشکل ما صرفاً فقدان تئوری آزادی نیست
مشکل ما صرفاً فقدان تئوری آزادی نیست
مشکل ما صرفاً فقدان تئوری آزادی نیست، ما «ساختار آزادی» را نداشتهایم/ ما دست کم ۲۰۰ سال است که با مقوله آزادی درگیر بوده ایم مقصود فراستخواه، جامعهشناس:. بحثی که آقای دکتر اشتریان مطرح کردند کاملاً درست است؛ اینکه ما تئوری آزادی نداریم. البته این موضوع را میتوان در دو سطح تفکیک کرد: چقدر «درون سیستم» تئوری آزادی وجود ندارد و چقدر «در کل کشور»؛ چون ایشان در واقع این دو سطح را با هم تبیین کردند که اگر لازم دیدند خودشان آن را تدقیق میکنند، اما به نظرم تفکیک این دو سطح به روشن شدن بحث کمک میکند.. ما حداقل ۲۰۰ سال است که با مقوله آزادی درگیریم؛ یعنی با شواهد و اسناد در برخی سیاهمشقهایم توضیح دادهام که از دو قرن پیش، کسانی در این مرز و بوم درگیر مفهوم آزادی بودهاند و درباره آن انواع چالشها، و بحثها وجود داشته است. هرچند این مباحث به حد اشباع نرسیده باشد، اما فکر آزادی در جامعه پیشامشروطه، دوران مشروطه و پس از آن همواره وجود داشته است.. مشکل زمانی رخ میدهد که عینیت بر ذهنیت حاکم میشود؛ یعنی در جامعه سیستمی مستقر میشود که نخبگان را کنار میزند، به حذف آنها میپردازد و جریانی سفلهپرور را بازتولید میکند. کیومرث اشتریان، استاد علوم سیاسی:. ما در ایران، بهویژه از دوران مشروطه به بعد، فعالان و نویسندگانی داشتهایم که درباره آزادی نوشتهاند یا در پی آن بودهاند. اما نکته مو
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.