نقد چند نکته در مقاله «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟» تئوری تناقض براهنی توسط بهمن بازرگانی

نقد چند نکته در مقاله «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟» تئوری تناقض براهنی بهمن بازرگانی براهنی در اوایل مقاله «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟»مینویسد: «فلسفه محض دقیقا همان ادبیات است، و یا فلسفه، بخشی از توضیح ادبی است. تفکر، توضیح شعر، توضیح شعریت ادبی است. پس ما هم توضیح میدهیم». بنابراین مقاله«چرا من دیگر...» به روایت براهنی نهتنها یک مقاله فلسفی که یک مقاله فلسفی محض است! براهنی به نیما ایراد میگیرد که از یک طرف میگوید وزن باید«طبیعی» باشد و از طرف دیگر شعر او روال طبیعی کلمات رابه هم میریزد. او میگوید نیما دچار تناقض است. اما به نظرمیرسد که براهنی متوجه نیست که تلقی نیما از واژه «طبیعی» بسیار نزدیک به تلقی رمانتیسیسم از طبیعت است. در نظر آنها طبیعت، بطن و اندرون یا جوهری دارد اصیل و دستنیافتنی، و این بطن یا جوهر پوشیده و رازواره است. فقط شاعر و هنرمند نابغه میتواند به این بطن و جوهر نقب بزند. به همین جهت بود که نظریه نابغهستایی رمانتیسم بسیار رواج پیداکرد و واژه نابغه از شاعر و نقاش و آهنگساز نابغه به افرادسیاسی نابغه سرایت کرد. در چشم آنها ناپلئون یک نابغه بود و آمده بود تا رسالتی مهم را به انجام برساند. کاریکاتوری از نابغه به کشور ما هم رسیده بود، در ایران آن زمان نیز برخی به رضا شاه نابغه میگفتند! نیما بیآنکه بهصراحت بگوید، خود را نابغهای میداند که توانس
- آسوشیتدپرسFDA reviews peptide injections favored by RFK Jr
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.