فرصتطلبان تاریخ

به گزارش روزنامه شرق، یک ملت بیش از هر چیز تحتتأثیر چیست؟ بسیاری باور دارند تاریخ نقشِ تعیینکنندهای در سرنوشت ملتها دارد و ما اسیر دست تاریخ هستیم و ناچار آن را تکرار میکنیم. این دیدگاه انکارناپذیر است، اما خلاف آن نیز وجود دارد؛ مردم نشان دادهاند توجه جدی به رخدادهای تاریخی ندارند و چهبسا راههای رفته و اشتباهات پیشینیان را نه بهعنوان تکرار گذشته بلکه ظاهرا بهعنوان امر نو بازتولید میکنند.. در اینجا تفاوتی جدی بین تکرار و بازتولید وجود دارد. بازتولید به اعتباری مرتبۀ بالاتری از تکرار دارد. اگر فرض کنیم تکرار از تقلید نشئت میگیرد، بازتولید نوعی خلاقیت جعلی است که ضمن تشابه با واقعیت آن را از ریخت میاندازد و به این توهم دامن میزند که امر نو اتفاق افتاده است. این امر نو، در واقع امر کهنهای است که عمر آن در تاریخ گویی به سر نیامده است. بسیاری از کارها و طرحهایی که بهعنوان کارها و طرحهای بدیع به حکومت و دولت فروخته میشود، دستکاری و تحریفِ ابداعات گذشته است. اما چون بازتولید شده، جعلیبودنش آگاهانه یا ناآگاهانه نادیده گرفته میشود.
به گزارش روزنامه شرق، فراتر از این، میتوان ادعا کرد که بازتولید اجتماعی و سیاسی بر ذهن و زبان ما رسوخ کرده است. ما کارهایی را انجام میدهیم که دیگران به دلیل انجام آنها مورد انتقاد ما هستند؛ برای مثال بسیاری از مدیران میانی در دولت مواجهۀ انتقادی با مدیران بالادستی خود دارند و گاهی نیز به شیوه رفتارشان منتقدند ولی در مقام اجرا همان رویه را در پیش میگیرند.. این مسئله در رابطه حکومت و مردم نیز صادق است. مردم تندترین انتقادات را به حکومت میکنند، ولی در زندگی روزمره دست به بازتولید همان کارها و اعمالی میزنند که چهبسا خود به آن انتقاد دارند. شما در انجام اعمال تکراری متوجۀ فرایند تکرار میشوید، اما در بازتولید نه. چون موضوع و محتوای واقعیت دستکاری شده و نوعی شِبهواقعیت تولید میشود که تکرارش پنهان مانده است. در یک کلام، تاریخ تأثیر چندانی بر اکنون ما ندارد. آنچه ما انجام میدهیم بیش از هر چیز «فراتاریخ» است. اکنون جوامع در سلطۀ فراتاریخ قرار دارند، یعنی در سلطه روایتها و تفاسیر خود از تاریخ هستند. 💢 یادداشت احمد غلامی را اینجا بخوانید 👇
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.