آسیب به پل شهرستان اصفهان
اینجا باد که میوزد، بوی تعفن زبالهها با غبار برخاسته از خشتهای باستانی در هم میآمیزد. نیازی نیست باستانشناس باشید تا عمق فاجعه را درک کنید؛ کافی است در شرقیترین نقطه اصفهان قدم بزنید تا ببینید چگونه «پل شهرستان» به زبالهدانی غیررسمی و بوم نقاشی وندالها تقلیل یافته است. اینجا باد که میوزد، بوی تعفن زبالهها با غبار برخاسته از خشتهای باستانی در هم میآمیزد. نیازی نیست باستانشناس باشید تا عمق فاجعه را درک کنید؛ کافی است در شرقیترین نقطه اصفهان قدم بزنید تا ببینید چگونه «پل شهرستان»، پدر معنوی تمام پلهای اصفهان و شاهکار معماری ساسانی، به زبالهدانی غیررسمی و بوم نقاشی وندالها تقلیل یافته است. حتی حالا که خوشبختانه آب در رگهای زایندهرود جریان یافته، محیطزیست و بناهای تاریخی چون زبان مطالبهگری ندارند، در سکوتی تلخ سلاخی میشوند. پرسش اینجاست: در شهری که داعیه «جهانشهر بودن» دارد، چه کسانی به خود جرأت این تعرض بیشرمانه را میدهند و نهادهای عریض و طویل مسئول، در کدام خواب زمستانی فرو رفتهاند؟ برای لمس فاجعه، باید به جزئیات خیره شد. روی پایههای سنگی عظیمی که روزگاری امواج خروشان زایندهرود را میشکافتند تا کاروانهای جاده ابریشم به سلامت عبور کنند، حالا رد اسپریهای رنگی و یادگاریهای سطحی نقش بسته است.
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.