روایت مراقبت از آزمون کارشناسی ارشد در دانشگاه یاسوج: زهرا مشتاق به جای مژده مشتاق

روایت یک روز مراقبت از آزمون کارشناسی ارشد در دانشگاه یاسوج داوطلبان اتاق ۳۰۹ زهرا مشتاق به جای «زهرا» نوشته بودند مژده، «مژده مشتاق»، سمت: مراقب. داوطلبان به کاغذهایی که روی ستونها چسبانده شده بود، نگاه میکردند تا نشانی جایی را که قرار بود آزمون کارشناسی ارشد ناپیوسته برگزار شود، پیدا کنند. همه دانشکدهها، مملو از داوطلبانی بود که میان طبقات و اتاقها، صندلیها را یک به یک برای پیداکردن نام و عکس خود جستوجو میکردند. ما همگی، خیلی زود بیدار شده بودیم و ساعت ۶:۳۰ صبح از خوابگاه تا دانشکده منابع طبیعی را پیاده رفته بودیم. اگر کسی ما را نمیشناخت، فکر میکرد یکی از صدها داوطلب آن روز، یعنی جمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵ در حوزه امتحانی بویراحمد در شهر یاسوج بودیم. اما ما، دانشجویان دکترا و پستدکترا در دانشگاه یاسوج بودیم که همگی در خوابگاه خرداد زندگی میکنیم و هر کداممان اهل جایی و شهری است. من تنها کسی بودم که برای اولین بار، مراقببودن را تجربه میکردم. «زینب کرکنی» و «یاسمین لویمیمطلق» رابط بودند و رابط مقام بالاتر ما مراقبین بود. آنها حلقه وصلکننده ما بودند و توضیحات لازم را به من تازهکار داده بودند. کلاس GIS دکتر علیرضا صالحی را در همین دانشکده و اتفاقا در همین طبقه گذرانده بودم و حالا در انتهای سالن و در اتاق ۳۰۹ باید مراقب ۱۴ خان میبودم که همگی قرار بود آزمون روانشناسی ارشد
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.