علی ربیعی یادداشتی برای ایران در جنوب نوشت
علی ربیعی یادداشتی برای ایران در جنوب نوشت
پارهتنِ وطن؛ یادداشتی برای ایران در جنوبِ زخمخورده اما ایستاده علی ربیعی هر بار که خبری از جنوب میشنوم، انگار تکهای از قلبم فرو میریزد. تپشِ قلبم به شماره میافتد و جانم برای آن سرزمینِ رنجدیده و عزیز، بیقرار میشود. این روزها بیش از همیشه با هموطنانم در جنوب همراه شدهام؛ با تمام زنان، کودکان، جوانان و سالخوردگانی که در خوزستان، آبادان، بوشهر، بندرعباس، میناب، قشم، هرمز، جاسک، دشتیاری، ایرانشهر، بمپور، چابهار و کنارک، زیر آفتاب سوزان، با همه دشواریها، همچنان ایستادهاند. دلِ ما ایرانیان بیتابِ شماست؛ زیرا این روزها، نبضِ دلِ ایران با یادِ جنوب میزند. من جنوب را بارها زیستهام. گرمای دستهای مردمش، بوی دریا، صدای باد در نخلستانها، کارآواهای جاشوهای بوشهر، هیاهوی اسکلههای بندرعباس، نخلهای میناب، ساحلهای کنارک و چابهار، برای من فقط خاطره نیست؛ بخشی از حافظه ایران است. جنوب، تنها یک جغرافیا نیست؛ تاریخِ زنده ایران است. جنوب، نه تنها بخشی از جغرافیای پرافتخار ایران، که سندِ زنده و تاریخِ پرچمداری این کشور در پاسداری از آبهای نیلگون خلیج فارس و دریای عمان است. اینجا مرز فقط یک خط روی نقشه نیست؛ مرز، خانه مردمانی است که نسل در نسل، با کار، رنج، نجابت و وطندوستی از ایران پاسداری کردهاند. تصویر آن کودکانِ پابرهنه و سیاهچشمِ چابهار و کنارک، پیش چشمانم است؛ کودکانی که د
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.