بحران در تنگه هرمز: مسئلهای حقوقی یا امنیتی؟
بحران در تنگه هرمز: مسئلهای حقوقی یا امنیتی؟
بحران در تنگه هرمز؛ مسئلهای حقوقی یا امنیتی؟ رسول صفرآهنگ در نوشت:. در مقام مقایسه نهایی، میتوان گفت موضع ایران از حیث امنیتی و ژئوپلیتیک قابل درکتر از آن چیزی است که در روایتهای سادهساز غربی بازنمایی میشود،اما از حیث حقوقی، هنگامی که به سمت کنترل گزینشی، تهدید علیه کشتیهای تجاری، اخذ عوارض یا بازتعریف یکجانبه رژیم تنگه میرود، با ضعف جدی حقوقی مواجه میشود.. در مقابل، موضع آمریکا از لحاظ هنجاری و بر پایه اصل آزادی عبور، با نظم تثبیتشدهتری همسو است، اما زمانی که خود به زبان محاصره، کنترل و عوارض متوسل میشود، بخشی از برتری حقوقیاش را از دست میدهد.. مهمترین درس بحران اخیر این است که تنگه هرمز را نه میتوان بهطور معتبر «ملی» کرد و نه بهطور پایدار «نظامی» نگه داشت. این آبراه تنها زمانی از چرخه بحران بیرون میآید که سه اصل بهصورت همزمان پذیرفته شود: 1⃣ نخست، اصل غیرقابل انسداد بودن عبور بینالمللی 2⃣ دوم، حق دولتهای ساحلی برای مشارکت در ایمنی، محیطزیست و مدیریت فنی، بدون تبدیل آن به اقتدار انحصاری 3⃣ سوم، ممنوعیت استفاده از امنیت دریایی بهعنوان پوششی برای اخذ عوارض، مجازات جمعی یا تحمیل سیاسی. بدون این سهگانه، هر تفاهم موقت، صرفاً آتشبس در سطح دریا و نه حلوفصل حقوقی مسئله خواهد بود. از این رو، اگر بخواهیم وضعیت موجود تنگه هرمز را با ادبیات حقوقی قرائت کنیم
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.