ترک فعل در آیینه رسانه ملی

ترک فعل در آیینه رسانه ملی کمتر نهادی را میتوان یافت که به اندازه صدا و سیما، همواره در معرض قضاوت افکار عمومی باشد. گاهی انتقادها متوجه نحوه پوشش مذاکرات ایران و آمریکاست؛ گاهی پخش ناقص یا تقطیع سخنان یک مقام رسمی خبرساز میشود؛ روزی از بازنمایی یکسویه برخی رویدادها سخن گفته میشود و روزی دیگر، برخی مسئولان از سانسور بخشی از اظهاراتشان گلایه میکنند. ممکن است درباره هریک از این موارد، روایتها و برداشتهای متفاوتی وجود داشته باشد و داوری درباره صحت یا سقم هر ادعا نیز بر عهده مراجع صلاحیتدار باشد؛ اما تکرار این دست انتقادها، یک پیام روشن دارد: مسئله دیگر صرفا اختلاف بر سر شیوه خبررسانی یا سلیقه رسانهای نیست؛ موضوع به قلمرو حقوق عمومی وارد شده است؛ جایی که معیار قضاوت، قانون، مسئولیت و پاسخگویی است، نه گرایشهای سیاسی. صدا و سیما، برخلاف یک رسانه خصوصی، صرفا تولیدکننده خبر و برنامه نیست. اصل ۱۷۵ قانون اساسی و ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری، این سازمان را در جایگاه یک نهاد در حکم دولتی، عمومی با مأموریتی حاکمیتی قرار داده است. همین ویژگی، مسئولیت آن را نیز متفاوت میکند. در حقوق عمومی، هر اندازه اختیارات یک نهاد گستردهتر باشد، انتظار قانون از رعایت بیطرفی نهادی، پاسخگویی و التزام به مأموریتهای قانونی نیز بیشتر خواهد بود. انحصار رسانهای، اگر با پاسخگویی و پایبندی به قانو
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.