زیستن در دایره مجهولات

به گزارش روزنامه شرق، امروز وضعیتی است که آن را میبینیم، میشناسیم، میفهمیم و میدانیم با آن چه کنیم. اگر بتوانیم فردایی را که هنوز نیامده بشناسیم و بفهمیم و بدانیم با آن چه خواهیم کرد، میتوانیم در آرامش از یک زندگی طبیعی بهرهمند شویم و پیش برویم. هر اندازه فردا مجهول باشد نتوان چیزی از آن را دید، دلهره و اضطراب بر جانها سیطره مییابد. در عالم ترس و نگرانی و نومیدی، رفتار آدمها هم عوض میشود. یکی به هر کار مشروع و نامشروع دست میزند تا شاید از تاریکی فردا به سلامت بگذرد؛ دیگری خود را به موج میسپارد که «چو فردا شود فکر فردا کنیم»؛ برخی را اندوه و برخی را خشم فرا میگیرد و بر همه چیز شورش میکنند و...؛ هر کسی زور بیشتری دارد، میدان بیدفاع بیشتری برای بهکارگیری زور علیه دیگران پیدا میکند و کسی هم جلودارش نخواهد بود. از یک سو بسیاری سرگردان اینکه «به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را» و برخی که زر در جیب و زور در بازو دارند «عربده این که مبین آن که مپرس». فردای مجهول و ناپیدا زندگی را گرفتار تعلیق میکند و عمر و روان و جان و مال را باد میبرد و تلف میکند..
به گزارش روزنامه شرق، قدرت پیشبینی فردا و هر آیندهای نظم است. هر قدر نظم مستحکمتر و عقلانیتر باشد، آینده درازتری را میتوان پیشبینی کرد و دانست که فردا و فرداها چه خواهد شد. آدمها نیز میتوانند نقش و موقعیت خود را پیشبینی کنند، برنامهریزی کنند، از خود و روان و جان و مال خود بهسادگی مراقبت کنند و با آرامش پا به آینده بگذارند.. هرقدر که نظم کمتر و ضعیفتر باشد، توان دیدن آینده کمتر میشود. نمیشود فهمید که فردا چه خواهد شد. مثل این است که شما برای سفری چهارساعته ۱۰-۱۵ ساعت در بلبشوی راهبندان میمانید. بنزین مصرف شده، خوراکهایی که با خود داشتید تمام شده، خوابآلوده و خستهاید. 💢 یادداشت کامبیز نوروزی را اینجا بخوانید 👇
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.