حضرت آقای ما

حضرت آقای ما... دلتنگتان هستیم چند روز پیش مسافر مشهد بودم یکی از دوستانم برای کاری با من تماس گرفت و گفت: «هستی؟ یه سر بیام پیشت؟» گفتم: «تو راه مشهدم... نائبالزیارت هستم.» آدم مذهبی و انقلابیای نبود؛ حداقل در ظاهر اینطور به نظر میرسید. از آن آدمهایی که وقتی میدیدیشان، شاید با خودت میگفتی: «ضدانقلاب است.» چند لحظه سکوت کرد، بغضش را قورت داد و گفت: «میشه وقتی رفتی پیش آقا سیدعلی، بگی فلانی سلام رسوند؟» بهشدت تعجب کرده بودم. گفتم: «چشم.» وقتی به رواق دارالذکر رسیدم، تلفنم را برداشتم و با او تماس گرفتم. گفتم: «فلانی، کنار مزار آقام هستم... هرچی دوست داری بهشون بگو.» گریه امانش نمیداد. مدام تکرار میکرد: «آقاجان... بدون شما زندگی سخته، خیلی سخته...آقا جان حلالمون کنید» آقا سیدعلی... میدانم که از بهشت، هوای فرزندانت را داری. دعايمان کنید، حضرت آقای ما... دلتنگتان هستیم.
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.