راز گریه های ۸۸ تا مشت گره کرده جنگ رمضان ،حکمت چه بود؟

راز گریه های ۸۸ تا مشت گره کرده جنگ رمضان ،حکمت چه بود؟ یاداشت مهمان : آرش مقدم خاطرهای از سال ۱۳۸۸ سال ۱۳۸۸ بود؛ روزهایی که گویی همه چیز به بنبست رسیده بود. جنبشی عمومی با شعارهای «فتنه» و «تقلب» شکل گرفته بود و موج آن چنان سهمگین بود که گویی هیچ راهی برای متوقف کردنش وجود نداشت. در آن روزها، گیجی و سرگشتگی بر همه سایه انداخته بود. واکنشهای متناقض مسئولین و مردم عادی، این تصور را تقویت میکرد که شاید کار نظام به پایان رسیده باشد. تضاد در بدنه نظام و اوج جسارت در آن مقطع، شکافها عیان بود؛ بخشی از مسئولین انقلابی در وضعیت شوک و سکته بودند و بخشی دیگر، طرفداری از دولت آقای احمدینژاد میکردند؛ تضادی که تنها آتش اختلافات را سختتر میکرد. انتشار فایلهای صوتی و روایتهای تکاندهنده از جسارت برخی افراد مورد وثوق نظام به رهبری، فضای متشنجی را ایجاد کرده بود. صدای اعتراض در خیابانها قطع نمیشد و گویی ضربهای سخت به پیکره نظام وارد شده بود. نماز جمعهای متفاوت در آن میان، آیتالله هاشمی رفسنجانی نمازی خواند که شاید خاصترین نماز جمعه قرن بود؛ نمازی بسیار متفاوت که در آن، مردان و زنان در کنار یکدیگر، با سربندها و دستبندهای سبز، صفوف را تشکیل داده بودند. همگام بودن این جنبش و گسترش سریع آن، اوضاع را خطرناکتر میکرد. اهداف نیز به روشنی مشخص بود: انحلال سپاه، انحلال نهاد رهبری، حذف ش
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.