فرصتسوزی تاریخی صنعت برق

این پرسش که چرا جامعه ایرانی همواره بحرانها را با هزینهای چندبرابر توان خود پشت سر میگذارد، پرسشی تکراری اما بیپاسخ مانده است. صنعت برق در جنگ اخیر، تازهترین مصداق این قاعده نانوشته بود؛ قاعدهای که در آن، هر تهدید بیرونی، نقاب از روی کاستیهای درونی برمیدارد و واقعیت «شکنندگی زیرساختها» را بیپرده به رخ میکشد و پرسشهایی که پیش از آن هم مطرح بود، همچنان بیپاسخ باقی ماندهاند. مهدی عربصادق. کارشناس انرژی: این پرسش که چرا جامعه ایرانی همواره بحرانها را با هزینهای چندبرابر توان خود پشت سر میگذارد، پرسشی تکراری اما بیپاسخ مانده است. صنعت برق در جنگ اخیر، تازهترین مصداق این قاعده نانوشته بود؛ قاعدهای که در آن، هر تهدید بیرونی، نقاب از روی کاستیهای درونی برمیدارد و واقعیت «شکنندگی زیرساختها» را بیپرده به رخ میکشد و پرسشهایی که پیش از آن هم مطرح بود، همچنان بیپاسخ باقی ماندهاند. چرا با وجود دهها سال تجربه مدیریت بحران در این سرزمین، باز هم نخستین ضربه جدی، صنعت برق را تا مرز فروپاشی پیش میبرد؟ پاسخ را باید در «شیوه نگاه» به این صنعت جستوجو کرد؛ نگاهی که در آن، برق هرگز بهعنوان یک «سرمایه توسعهای» دیده نشد، بلکه همواره در چارچوب «ابزاری برای مدیریت روزمره افکار عمومی» تعریف شد. نتیجه این رویکرد ابزاری، امروز به شکل آماری تلخ بر سردر وزارت نیرو نقش بسته است
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.