سیاستهای متناقض بنزینی/ یک دنده لیبرال، یک دنده تعرفهگرا

به گزارش روزنامه شرق، این روزها دوباره از قیمت بسیار پایین بنزین، هزینه سنگین تولید و عرضه آن و مصرف بالای مردم سخن میگویید. مصرف بنزین در ایران بالاست، فاصله تولید و مصرف به ناترازی رسیده و ادامه این روند برای کشوری که یکی از بزرگترین دارندگان منابع نفت و گاز جهان است، نه اقتصادی است و نه قابل دفاع. اما پیش از آنکه دوباره همه راهها به قیمت بنزین ختم شود، یک سؤال مقدماتی وجود دارد: مسئله اصلی ما بهای بنزین است یا چرایی مصرف بالای بنزین؟. وقتی دولت مرتب قیمت بنزین ایران را با جهان و کشورهای منطقه مقایسه میکند، طبیعی است مردم هم به مصرف نگاه کنند. شهروند ایرانی میپرسد من برای رفتن از خانه به محل کار، رساندن فرزندم به مدرسه یا انجام یک سفر شهری، چند کیلومتر رانندگی میکنم و خودرویی که در اختیار دارم برای پیمودن این مسافت چند لیتر بنزین میسوزاند؟ چه سهمی از آن ناشی از ارزانی بنزین است؟ چه سهمی محصول مصرف بالای خودروهاست؟ چه مقدار از فرسودگی ناوگان میآید؟ ضعف حملونقل عمومی چقدر مردم را به استفاده از خودروی شخصی وادار میکند؟. تا این اجزا از یکدیگر تفکیک نشوند، جمله «مردم زیاد بنزین مصرف میکنند» بیشتر از آنکه توضیح مسئله باشد، پاککردن صورتمسئله است.
به گزارش روزنامه شرق، ۲۲ میلیون وسیله فرسوده را کجای معادله گذاشتهاید؟ من پیشتر در روزنامه شرق، شماره ۵۱۱۶، یکشنبه دوم آذر ۱۴۰۴، در یادداشتی با عنوان «خسارت محض خودروهای فرسوده» درباره همین مسئله نوشتم. آنجا بحث بر سر حدود ۲۲ میلیون وسیله نقلیه فرسوده، شامل حدود ۱۳ میلیون خودرو و ۹ میلیون موتورسیکلت بود. مسئله این بود که فرسودگی، یک خسارت مستمر انرژی است. خودروی پرمصرف یا فرسوده یک بار بنزین اضافه نمیسوزاند؛ هر روز و در هر صد کیلومتر پیمایش، ناکارآمدی خود را دوباره تولید میکند. چند لیتر مصرف اضافه را در میلیونها وسیله نقلیه و میلیاردها کیلومتر پیمایش سالانه ضرب کنید؛ ناگهان با یکی از بزرگترین منابع اتلاف انرژی کشور مواجه میشوید. از انتشار آن یادداشت تاکنون چه اتفاق تعیینکنندهای افتاده است؟ 💢 یادداشت مهدی افشارنیک را اینجا بخوانید 👇
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.