محسن ردادی: ریشههای ملی و فرهنگی سوگواری ایرانیان برای آیتالله علی خامنهای
محسن ردادی: ریشههای ملی و فرهنگی سوگواری ایرانیان برای آیتالله علی خامنهای
ریشههای ملی و فرهنگی سوگواری ایرانیان برای رهبر شهید محسن ردادی چکیده : گاهی یک مرگ، تنها پایان زندگی یک انسان نیست؛ لحظهای است که تاریخ مکث میکند، خیابانها به تلاطم میافتد و جامعه، برای مدتی، از حرکت روزمره بازمیایستد. چنین لحظهای را نمیتوان تنها با واژه «فقدان» توضیح داد. جامعهشناسان سالهاست میپرسند چرا بعضی مرگها به حافظه جمعی راه پیدا میکنند اما هزاران مرگ دیگر، هرچند تلخ و دردناک، در حافظه تاریخ رسوب نمیکنند؟ چرا گاهی یک ملت دههها بعد نیز نام یک کشته را با اشک و احترام بر زبان میآورد اما از کنار مرگهای بیشمار دیگری عبور میکند؟ پاسخ رایج، معمولاً بر بزرگی شخصیت یا جایگاه سیاسی فرد تکیه میکند. مثلا ممکن است در مورد رهبر شهید چنین گفته شود که بعد از قرنها، دوباره شاهد قتل شهریار ایرانزمین به دست ارتش متجاوز هستیم. در طول تاریخ چند هزار ساله ایرانزمین، کمتر از ۵ شهریار ایرانزمین بودند که به دست سپاهیان متجاوز کشته شدهاند و آیتالله خامنهای، یکی از این افراد است. اما این پاسخ همه واقعیت را توضیح نمیدهد. در حافظه تاریخی ایرانیان، سوگهای ماندگار غالباً پیرامون «قربانیِ بیگناه» شکل گرفتهاند؛ انسانی که در میدان جنگ عادلانه کشته نمیشود، بلکه در اثر خیانت، پیمانشکنی یا نیرنگ، به ناحق جان خود را از دست داده است. ایرانیان هنگامی به سوگ ملی مینشینند که احساس
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.