چرا دولتها در توسعه ایران ناکاماند

چرا دولتها در توسعه ایران ناكاماند؟ میانگین رشد اقتصادی تعیینشده در برنامه هفتم توسعه (1407- 1403) كه یكی از زمانبرترین و پردستاندازترین مراحل تدوین و تصویب را بین برنامههای توسعه پس از انقلاب طی كرد، هشت درصد است. این در حالی است كه این رشد در سال 1403 حدود سه درصد و در سال 1404 منفی 0.7 درصد بوده و پیشبینی اخیر صندوق بینالمللی پول از رشد اقتصادی امسال نیز منفی 5.4 درصد است (تسنیم-19/4). بدین ترتیب رشد اقتصادی كشور در سهپنجم از زمان اجرای برنامه، حدود منفی سه درصد خواهد بود كه هیچ نسبتی با رشد هشت درصدی هدفگذاریشده در برنامه هفتم ندارد. این البته شاید چیز عجیبی در اجرای برنامهها در میهنمان حداقل در سالهای پس از انقلاب نباشد. برنامههایی كه بهترین عملكرد آنها برنامه سوم توسعه (83-1379) با رشد حدود شش درصد بوده و فقط در سالهای 1382 و 1395 رشد اقتصادی بیش از هشت درصد در كشور رقم خورده است. اما سؤال اساسی آن است كه اگر چنین فاصله عمیقی بین اهداف یك برنامه و واقعیت اجرای آن وجود دارد، اصولا چرا وقت و منابع مالی و اداری و سازمانی بسیار هنگفت صرف تدوین آن میشود و تمامی نهادهای قانونی كشور از قوای سهگانه و شوراها و مجامع بالای تصمیمگیری زمان بسیاری را صرف تصویب آن میكنند و در نهایت كوه موش میزاید؟ طنزی تلخ است كه اگر برای چنین عملكردهایی به برنامههای توسعه نیازمندیم
روایتِ هر طیف
فیلترِ طیف از ماژولِ «طیفِ پوشش» کنترل میشود.